IP Plans

آی پی پلنز

طراحی و راه اندازی سایت های اینترنتی، ثبت دامین، میزبانی وب، وی پی اس و سرور اختصاصی
همین اکنون اقدام کنید

صفحه نخست کابل پرس > ... > سخنگاه 33475

جنگ سالار عطا محمد نور: طالب به مراتب بهتر از جنایات دوستم است!

12 اكتبر 2009, 18:13, توسط Nekandesh

با سلام ودرود خدمت یارانیکه نسبت به نبشته ی من نظر افگنی کرده اند ویا خرده گیری از خود نشان داده اند، حق هرکس است که پیرامون چیزی ومسایلی نظر بدهد، اما دور از عقده وبدون تعصب ! دوستی گفته است که اسک خان شهکاری های در مزار نموده است ومانع پاچه کشالان بداخل شهر گردیده بود؛ اما از دل مردمان مزار آگاهی نداشته ویا ندارد که اسک ورسول بی خدا چگونه اشخاص بودند وبدستور میرصاحب کاروال وشخص داکتر نجیب الله میخواستند که خاک مزار را در توبره بار نموده به نزد نجیب برند ویا به قول روف بیگی، منوک مهمند مشاور نجیب از مزار میخواست پشته بسازد وهمین فرزندان با شهامت مزار وژنرال مومین رحمتی بود که از خود ومزار دفاع کرد و با یاری دوستم پوز فاشیزم را به خاک مالیدند واز یکه تازیهای قبیلوی مانعشان شدند؛
منظور من از فرهنگ، همان بنمایه هایست که سالها وهزاران سال پیش از خود داشتیم ودنیا از سرچشمه این فرهنگ آب حیاتش را نوشید ولی مارا با بن فرهنگ و داشته های تاریخیمان دژخیمان فرهنگ انتحار قصدآ بریدند واز ترس شکوفای این فرهنگ به یاری انگریزان تا امروز زهر شان را بر چکاد این خرمن خرد مندان می چکانند واز رشد این فرهنگ ودوباره بالیدنش در هراسند، مانند مار از ترس همیشه نیش بر پیکر این فرهنگ میزنند وکسی که در راه این فرهنگ قدم وقلم بر میکشد، یا به کفرش میگیرند ویاضد وحدتش خطاب میکنند ویا مانند دانشمند معاصر کشور لطیف پدرام ، متهم به مسایل گوناگونش میسازند ومن میگویم که اگر شما ویا کسانیکه از تاریخ شمه ای آگاهی دارید ویا د ارند، در مورد امان اله خان بایست که مطالبی را بدانند وباور داشته باشند که، تمام مصیبت این کشور وقوم پرستی وحس بر تری جوی از ایام این فرزندیکه به پدرش هم رحم نکرد، آغاز یافته است وخسرش محمود طرزی ممثیل این همه اوغان بازیهای روزگار بود واین کشور یک زبانه را که سبب زودتر به ملت شدن بود، در مصیبت تولنه بازی گرفتار کرد واین درزهای دورشونده را در سرنوشت این سرزمین با کناج کند وتفکر تیز قبیلوی بر کند ومصیبتش را امروز وسالها نسل این سرزمین خواهند کشید. اگر پدرام هم نگفته ویا نگوید هزاران پدرام دیگر در آینده های نزدیک پیدا خواهد شد تا گند این امیران بی هیچ را برملا کنند واین غازیان قلابی را برای نسل حال واینده بهتر وبیشتر بشناسانند.حبیب اله کلگوشی پادشاه خود ساخته بود ودر کلگوش به دستور امان اله ومادرش به قتل آورده شد، بعد از آن این فرزند کشنده ای پدر خود را پادشاه اعلان کرد وبعدها با جعل بیشرمانه این مرد را فاتح کشور و عامل استقلال بر جا زدند، مگر این استقلال گرفتن جای پدر بود ؟ کدام استقلال؟ خراسان در تحت استعمار انگریزها هرگز قرار نداشته وبا همت شهسواران شمال وغرب وکابلیان غیور انگریزها بر این سرزمین حکومت وفرمانروای آنچنانی نکرده بودند واز قلمروی عبور کردند که غیرتمندان کاذب به آنها اجازه عبور دادند وزمانیکه دیدند که از کابلیان شکست خوردند، با جعل بی شرمانه برای تاریخ ما ملالیهای قلابی را زادند وهمه افتخارات شمالی ومردم کابل را به ملالیهای د روغین دادند وتاریخ را جعل کردند؛ این گند وگند بازیهای حاکمان ستمگر الی تقلب کرزی با غیرت برای نسل این سرزمین روشن خواهد گردید واز دید هیچکس پنهان نخواهد ماند. دیگر در برابر جعل وتذویر ونیرنگ قبیلوی سکوت حرام است واین سکوت باعث گردید که ما در قرن بیست ویک، در حالت بدوی وبیابانی مانند سوسمارخوران هزار وچند صد سال پیش زندگی نماییم وهرکس که فیلم نبوت را دیده باشد، وبخشی از مردم این سرزمین را مقایسه نماید، وجدانآ خواهد دانست که گپ از چه قرار است. این همه حاصل حکومات جباران قبیله است که این سیستم قهقرای را تلاش دارند بر این مردم واین سرزمین تحمیل نمایند ومانند روستار ترکیها از دریچه حقوق بین الدول توجهه نمایند که سیستم قبیلوی باید حفظ شود تا برادران پشتون ما گسسته نشوند وفرهنگ شهری بر آنها غلبه نکند وخدای نا خواسته زبانشانرا مانند محمد زایها از دست ندهند. حالا همه باشندگان این سرزمین را لازم است که، همیشه از پی پای این برادران در حرکت باشند واجازه یک قدم بسوی پیش برای کسی داده نمیشود تا یک نفر افغان است زنده قبیله جان است !! این است سرنوشت ما که با چه مصیبت گره خورده است وهرگاه از حق وحقیقت سخن زده میشود، تاخت وتاز این نا هنجارگرایان برما غرش می یابد وزبان کشی شروع میشود وامین وکور عمر وگلبدینها پیدا میشوند تا گلوی دیگر اندیشان اقوام بومی این سرزمین را بببرند ویا خفه بسازند وما خود فراموش کردگان از خود بیگانه خود دسته ای تیشه این فاشیستان آدمخوار میشویم وزبونانه اب را در جوی این عقب ماندگن تاریخی که در جهان قبیله وقبیله بازی رخت بر بسته است ولی در اوغانستان، غیرت اوغانی هرگز گسست این سیستم را اجازه نمیدهد ووحشت را بر فرهنگ وخود انتحاری را بر نیک پنداری واندیشمندی وداد گری بر تری میدهند وجان میگیرند ومی کشند تا این سیستم بر کنده نشود.
بلخ بامی، افتخار نسل ماست ...
مهدنیک اندیشی در هر فصل ماست...
زادگاه مولوی با خرد....
ناصرخسرو سخنگوی درت....
او نریخت در پای خوکان زما...
لفظ در آن گوهر کان ومکان....
از دقیقی یاد باید کرد باز...
با سنایی روشنایی باز ساز...
پور سینا وغزل با رودکی...
عنصری را نیز بین از کودکی...
سرزمین تابش اندیشه ها...
بلخ وپیغمبر چنان باشد ترا....
این چمن را بوستانش زنده است...
ریشه ققنوس جانش زنده است....
باز می روید خرد در بام او...
دیده بگشاید ببیند جام او...
آتشش افروخته گردد مدام....
در بهارستان ودربلخ صبح وشام...
غم مخور، خورشید باز آید ترا...
نام رفته، گر سزد، شاید ترا...

پیام، نظر، تفسیر یا نقد؟

تعديل از پيش

اين سخنگاه از پيش تعديل مي‌شود: نظر شما پيش از تأييد مديران سايت ظاهر نخواهد شد.

كى هستيد؟
وصل
پيام شما

براى درست كردن پاراگراف، كافيست كه خط خالى ايجاد كنيد.

جستجو در کابل پرس